خرید و دانلود کتاب روزهای شوم لئوناردو شاشا pdf
خرید و دانلود کتاب روزهای شوم لئوناردو شاشا pdf در سایت فایل رسان برای شما عزیزان آماده شده است. اتوبوس آماده حرکت بود و صدای غرغر موتورهایش همچون هیاهوی یک هیولای خشمگین گوشها را کر میکرد. میدان، در سپیدهدم، آرام و خالی به نظر میرسید، گویی هر چیزی در خواب فرو رفته و زمان برای لحظهای متوقف شده بود. مه نرمی که چون پردهای شفاف و خیالی میدان را احاطه کرده بود، صدای زنگهای کلیسای شهر را آرام مینواخت و فضایی اسرارآمیز به وجود آورده بود.
دانلود کتاب روزهای شوم لئوناردو شاشا
اما سکوت میدان، به جز صدای نالهگونه و تمسخرآمیز فروشنده شیرمال که با صدایی کشدار میگفت: «نان شیرمال، نان شیرمال گرم»، کمتر چیزی میتوانست آن را بشکند. این صدا همچون پچپچی مرموز در میدان پخش میشد و گوشهای دیگر از فضای عجیب آن سپیدهدم را کامل میکرد.
pdf روزهای شوم لئوناردو شاشا
بلیطفروش بهسرعت در اتوبوس را بست و اتوبوس، با صدایی جگرخراش و گویی زخمخورده، به راه افتاد. نگاه آخر بلیطفروش که میدان را کاوید، تصویر مردی را که در لباسهای تیره میدوید به خاطر سپرد. او، بیآنکه لحظهای درنگ کند، به راننده گفت: «یک ذره صبر کن!» و حتی پیش از اینکه اتوبوس از حرکت بازایستد، در را باز کرد. لحظهای بعد، سکوت میدان با صدای بلند شلیک دو گلوله شکسته شد.
قیمت کتاب روزهای شوم لئوناردو شاشا pdf
مردی که تلاش میکرد روی رکاب بپرد، ناگهان بیحرکت ماند؛ گویی دستی نامرئی و قوی از ناکجاآباد، موهایش را گرفته و او را در هوا معلق نگه داشته بود. کاغذهایی که در دستان او بود، همانند برگهایی سبک، بر زمین ریختند و او به آرامی بر روی آنها لغزید و چهرهاش بیحرکت و خاموش روی این بستر کاغذی قرار گرفت.
روزهای شوم لئوناردو شاشا
بلیطفروش با صورت کبود و لرزش غیرقابلکنترل، شروع به ناسزاگویی کرد. هراس و خشمی که در صدایش موج میزد، تنها بخشی از آشفتگی درونیاش را نشان میداد. در همین حال، فروشنده شیرمال که در فاصله کمی از مرد کشتهشده ایستاده بود، همچون هشتپایی که احساس خطر کرده باشد، به طور غریزی خود را جمع کرد و با سرعت به سمت در بزرگ کلیسا دوید. میدان که در ابتدا آرام و خالی به نظر میرسید، اکنون به صحنهای پر از هیاهو، وحشت و بینظمی تبدیل شده بود، گویی تاریخچهای ناشناخته در حال نگارش بود که معنای تازهای به این سپیدهدم غریب میبخشید.
روزهای شوم
لئوناردو شاشا در یکی از مصاحبههایش درباره نوشتن کتاب «روزهای شوم» میگوید: «این داستان را در تابستان ۱۹۶۰ نوشتهام. در آن دوران، دولت نه تنها به پدیده مافیا بیاعتنایی میکرد، بلکه وجود آن را کاملاً انکار میکرد.» او به واقعهای اشاره دارد که در آن، نمایندهای از دولت در جلسه مجلس شورا، وجود مافیا را رد کرد؛ اما تنها سه سال بعد، کمیتهای پارلمانی برای بررسی نقش مافیا در سیسیل تشکیل شد. این رویداد، بیتوجهی و انکار دولت نسبت به واقعیتهای موجود را نشان میدهد و به بحرانهای اجتماعی و سیاسی آن زمان اشاره دارد. در بخشی از کتاب، دیالوگی میان شخصیتها شکل میگیرد که به خوبی فضای پرتنش داستان را منعکس میکند. یکی از شخصیتها، در حالی که به دنبال مداد و کاغذ بر روی میز میگردد، به سؤال کمیسر پاسخ میدهد: «بله، هرچه زودتر به آنجا خواهند رفت، اما همین که امکانش باشد.» لحن شخصیت طوری بود که امکان عملی شدن ماجرا را دور از ذهن جلوه میداد. این دیالوگها نه تنها به پیشبرد داستان کمک میکنند، بلکه وضعیت پیچیده و مبهم شخصیتها را به تصویر میکشند. همچنین کمیسر در ادامه با شوخی به اتفاقی اشاره میکند: «یه جسده؟» و پاسخ میشنود: «نه، فقط گفت یه چیزی.» این مکالمهها به خوبی احساسات و تنشهای موجود را منتقل کرده و خواننده را با عمق بحرانها و چالشهای دنیای مافیا آشنا میکند. کتاب «روزهای شوم» تنها یک رمان نیست؛ بلکه نقبی به بحرانهای اجتماعی و سیاسی است که ساختارهای قدرت و فساد را آشکار میکند. این اثر به خواننده فرصتی برای درک عمیقتر تاریخ و فرهنگ ایتالیا و همچنین مافیا در سطح جهانی میدهد.
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.